ترجمه "Symbol" به فارسی
نماد, متغیر, سمبل بهترین ترجمه های "Symbol" به فارسی هستند.
Symbol
noun
neuter
دستور زبان
Graphem (fachsprachlich) [..]
-
نماد
nounBedeutungsträger, die eine Vorstellung bezeichnen
Was bedeutet dieses Symbol hier?
معنی این نماد چیست؟
-
متغیر
-
سمبل
Und sie liebten ihn. Man braucht ein Symbol für etwas.
و آنها به او عشق می ورزیدند. شما به یک سمبل چیزی احتیاج دارید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Symbol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
symbol
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"symbol" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای symbol در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Symbol" با ترجمه به فارسی
-
نماد علامت تجاری ثبت شده
-
سمبل علامت تجاری - نماد علامت تجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن