ترجمه "Synonym" به فارسی
مترادف, هممعنی, مترادف (زیستشناسی) بهترین ترجمه های "Synonym" به فارسی هستند.
Synonym
noun
neuter
دستور زبان
anderes Wort (für) [..]
-
مترادف
adjective nounverschiedene Worte die die selbe oder eine ähnliche Bedeutung haben
Die weibliche Medizin wurde zum Synonym für Fortpflanzung: Brüste, Eierstöcke, Gebärmutter, Schwangerschaft.
سلامت زنان مترادف با تولید مثل شد؛ پستانها، تخمدان، رحم و حاملگی.
-
هممعنی
noun -
مترادف (زیستشناسی)
alternativer Name für dasselbe Taxon
-
هم معنی
adjectiveMitgefühl kann synonym mit Mitempfinden sein.
شفقت میتواند هم معنی همدلی باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Synonym " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
synonym
adjective
دستور زبان
Die gleiche Bedeutung habend.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"synonym" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای synonym در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن