ترجمه "System" به فارسی
سیستم, سامانه, سامانه (چینهشناسی) بهترین ترجمه های "System" به فارسی هستند.
System
noun
neuter
دستور زبان
Rechner (umgangssprachlich)
-
سیستم
nounWir verlassen uns aber nicht auf ein unvollständiges System.
چیزی که ما به اون استناد می کنیم یک سیستم ناقص نیست.
-
سامانه
nounGesamtheit von wechselwirkenden Elementen einer Einheit
Der dritte Aspekt, über den ich reden möchte ist das lymbische System.
سوين بخشي كه مي خواهم در موردش صحبت كنم سامانه اندامي است.
-
سامانه (چینهشناسی)
in der Erdgeschichte eine Zeiteinheit der Chronostratigraphie
-
[[سامانه]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " System " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "System" با ترجمه به فارسی
-
سیستم خطی
-
راه هرمی
-
سازمان اجتماعی-اقتصادی · نظامهاي اجتماعي-اقتصادي · نظامهاي اجتماعي-فرهنگي
-
نظامهاي اجتماعي-اقتصادي
-
سیستم جلوگیری نفوذ
-
دستگاه لیمبیک
-
فیزیولوژی دستگاه بینایی
-
سامانههای انطباقی پیچیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن