ترجمه "System" به فارسی

سیستم, سامانه, سامانه (چینهشناسی) بهترین ترجمه های "System" به فارسی هستند.

System noun neuter دستور زبان

Rechner (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیستم

    noun

    Wir verlassen uns aber nicht auf ein unvollständiges System.

    چیزی که ما به اون استناد می کنیم یک سیستم ناقص نیست.

  • سامانه

    noun

    Gesamtheit von wechselwirkenden Elementen einer Einheit

    Der dritte Aspekt, über den ich reden möchte ist das lymbische System.

    سوين بخشي كه مي خواهم در موردش صحبت كنم سامانه اندامي است.

  • سامانه (چینهشناسی)

    in der Erdgeschichte eine Zeiteinheit der Chronostratigraphie

  • [[سامانه]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " System " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "System" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "System" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه