ترجمه "Tau" به فارسی
طناب, شبنم, ژاله بهترین ترجمه های "Tau" به فارسی هستند.
Tau
noun
masculine
neuter
دستور زبان
Dicke, starke Schnur, die aus verschiedenen, miteinander verdrillten Fasern hergestellt wird.
-
طناب
noun -
شبنم
nounbeschlagender Niederschlag aus flüssigem Wasser
Ich brauche sehr viel mehr als Tau und Universum-Saft.
اما من بيشتر از شبنم و شربت کائنات احتياج دارم.
-
ژاله
noun
-
ترجمه های کمتر
- افشک
- نم
- ارکاک
- افشنگ
- بشک
- بژم
- رسن
- سقیط
- شهنگانه
- لافند
- پسگک
- پشتک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Tau"
عباراتی شبیه به "Tau" با ترجمه به فارسی
-
تاو نوترینو
-
رژیمهای دمای خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن