ترجمه "Tauber" به فارسی
کبوتر, کفتر, سپاروک بهترین ترجمه های "Tauber" به فارسی هستند.
Tauber
noun
proper
masculine
feminine
دستور زبان
-
کبوتر
nounDie Taube ist ein berühmtes Friedenssymbol.
کبوتر نماد مشهور صلح است.
-
کفتر
nounIch muss keine Taube zur Braut nehmen!
مجبور نیستم یه کفتر رو بعنوان عروسم انتخاب کنم
-
سپاروک
-
ترجمه های کمتر
- فاخته
- کالوج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tauber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tauber
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"tauber" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای tauber در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Tauber" با ترجمه به فارسی
-
سپاروک · فاخته · قمری · كبوتر · کالوج · کبوتر · کبوترها · کفتر
-
کبوترها
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
کبوتر
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
کبوتر چوبی بونین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن