ترجمه "Teich" به فارسی
آبگیر, برکه, برکهها بهترین ترجمه های "Teich" به فارسی هستند.
Teich
noun
masculine
دستور زبان
-
آبگیر
künstlich angelegtes Stillgewässer
die Teiche wohl zugefroren
که آبگیر ها یخ می زد.
-
برکه
nounEs ist, als wenn man einen Stein in einen Teich wirft.
مثل انداختن یک سنگ درون برکه آب میمونه.
-
برکهها
-
تالاب
nounin der Umgebung eines Teiches auf, der vor
در اطراف این تالاب که شکل گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Teich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
teich
-
آبگیر
die Teiche wohl zugefroren
که آبگیر ها یخ می زد.
-
برکهها
تصاویر با "Teich"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن