ترجمه "Teil" به فارسی
بخش, پاره, کسر بهترین ترجمه های "Teil" به فارسی هستند.
Teil
noun
masculine
neuter
دستور زبان
Dingsbums (umgangssprachlich) [..]
-
بخش
nounIch weiß, einem Teil von dir war ich wichtig.
ميدونم هنوز بخش هايي از وجودت به من اهميت ميده
-
پاره
nounman empfindet sich als Teil von etwas Größerem.
و خود را پاره ای از چیزی وسیعتر و کاملتر حس خواهید کرد.
-
کسر
noun
-
ترجمه های کمتر
- جزء
- سهم
- قاچ
- كمك
- لزگه
- لشکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Teil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Teil"
عباراتی شبیه به "Teil" با ترجمه به فارسی
-
X قرص
-
چندى
-
اندامهاي زيرزميني · بخشهای زیرزمینی
-
بخشهاي هوايي گياه
-
پدرخوانده: قسمت دوم
-
بخشهای زیرزمینی
-
چندى
-
اندامهاي هوايي · اندامهاي هوايي گياه · بخشهاي هوايي گياه · بخشهای هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن