ترجمه "Telefonist" به فارسی

اپراتور, تلفنچی, عامل بهترین ترجمه های "Telefonist" به فارسی هستند.

Telefonist noun masculine
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپراتور

    Es wird still und der Telefonist hört auf einmal einen Schuss.

    یه سکوت میشه، بعد اپراتور صدای شلیک میشنوه. یه سکوت میشه، بعد اپراتور صدای شلیک میشنوه.

  • تلفنچی

    noun
  • عامل

  • متصل کننده خطوط تلفن

    Mitarbeiter im Fernsprechverkehr

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Telefonist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Telefonist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه