ترجمه "Tempo" به فارسی
سرعت, ضرب, ضرب بهترین ترجمه های "Tempo" به فارسی هستند.
Tempo
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Tempo-Taschentuch (umgangssprachlich)
-
سرعت
nounAber das andere, was sie brauchten, war Tempo.
اما چیز دیگری که نیازمندش بودند سرعت بود.
-
ضرب
nounmusikalisches Zeitmaß
Ich hatte keine Akkorde, um mich aufzubauen, oder einen Rhythmus oder Takt, um das Tempo zu wissen.
هیج آکوردی برای ساختارم نداشتم، یا یک ریتم یا یک ضرب برای پیدا کردن گام.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tempo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tempo
-
ضرب
nounIch hatte keine Akkorde, um mich aufzubauen, oder einen Rhythmus oder Takt, um das Tempo zu wissen.
هیج آکوردی برای ساختارم نداشتم، یا یک ریتم یا یک ضرب برای پیدا کردن گام.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن