ترجمه "Territorium" به فارسی

قلمرو, سرزمين, سرزمین بهترین ترجمه های "Territorium" به فارسی هستند.

Territorium noun Noun neuter دستور زبان

Gebiet, dass von einem bestimmten Land oder Herrscher kontrolliert wird. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمرو

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا [..]

    Bist du dir sicher, dass du so auf feindlichem Territorium tanzen solltest?

    مطمئني که ميتوني تو قلمرو دشمن اينطوري برقصي ؟

  • سرزمين

    noun

    Zum ersten Mal ist unser ozeanisches Territorium durch eine Invasion bedroht.

    براي اولين بار سرزمين اوشنيا خودش مورد هجوم واقع شده

  • سرزمین

    noun

    Ich hoffe, neue Territorien zu erschließen und Klänge zu entdecken, die ich nie zuvor gehört habe.

    امیدوارم که در سرزمین جدید موسیقی را کشف کنید که من هرگز نشنیده ام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Territorium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Territorium"

عباراتی شبیه به "Territorium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Territorium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه