ترجمه "Test" به فارسی
آزمون, آزمایش, امتحان بهترین ترجمه های "Test" به فارسی هستند.
Test
noun
masculine
دستور زبان
wissenschaftlicher [..]
-
آزمون
nounschriftlicher Leistungsnachweis
Wenn du diesen Test klaust, kriegst du es nie wieder zurück.
اگه توي آزمون تقلب کني ، واسه هميشه پشيمون ميشي
-
آزمایش
nounCharles, der Test ist erst für morgen geplant.
چارلز ، اون آزمایش برای فردا برنامه ریزی شده.
-
امتحان
nounIch wette, dass wir heute einen Test haben werden.
من شرط میبندم که امروز یک امتحان خواهیم داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Test " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Test" با ترجمه به فارسی
-
آزمونهاي ايمنيشناختي
-
آزمونهاي غربالگري
-
آزمون نسبت درستنمایی
-
آزمون روانی
-
پست اسکرین
-
آزمون خیدوی پیرسون
-
آر.آي.آ · آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · ایمنیسنجی پرتوی · سنجش راديوايمونومتري
-
آزمون فرض آماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن