ترجمه "Thron" به فارسی

سریر, تخت, اریکه بهترین ترجمه های "Thron" به فارسی هستند.

Thron noun masculine دستور زبان

Örtchen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سریر

    noun
  • تخت

    noun

    Glaubt ihr wirklich, dass dieser Waldläufer jemals auf dem Throne Gondors sitzen wird?

    تو نميتوني فکر کني که اين سوار. بتونه روي تخت پادشاهي گاندور بشينه

  • اریکه

  • ترجمه های کمتر

    • تخت پادشاهی
    • عرش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Thron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Thron"

اضافه کردن

ترجمه های "Thron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه