ترجمه "Tier" به فارسی

جانور, حیوان, جانوران بهترین ترجمه های "Tier" به فارسی هستند.

Tier noun neuter دستور زبان

Vieh (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانور

    noun

    (jânvar)

    Inzwischen braucht man das Tier nicht mehr zum regenerieren,

    اما الان نیاز نیست که دیگر به خود جانور برای بازسازی اندام هایش دسترسی داشته باشیم.

  • حیوان

    noun

    (jânvar)

    Daher behandelten wir die Tiere zuerst nur mit Dox.

    پس، ما حیوان خود را ابتدا با هسته داکس، فقط داکس، درمان کردیم.

  • جانوران

    noun

    Untergruppe aller Lebensformen

    Aber je länger ich in der Biorobotik arbeite, desto mehr beeindruckt mich die Fortbewegung der Tiere.

    اما هرچه بیشتر درحوزه رباتیک زیستی کار میکنم، بیشترتحت تاثیرسیستم حرکت جانوران قرار میگیرم.

  • ترجمه های کمتر

    • ǧānvar
    • حیوانات
    • ḥayvān
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tier
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانوران

    noun

    Aber je länger ich in der Biorobotik arbeite, desto mehr beeindruckt mich die Fortbewegung der Tiere.

    اما هرچه بیشتر درحوزه رباتیک زیستی کار میکنم، بیشترتحت تاثیرسیستم حرکت جانوران قرار میگیرم.

تصاویر با "Tier"

عباراتی شبیه به "Tier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه