ترجمه "Toll" به فارسی
به, بزرگ, دیوانه بهترین ترجمه های "Toll" به فارسی هستند.
Toll
-
به
adjective adposition nounToll, wenn eine Single Mom so selbstbewusst auf der Bühne steht.
واقعا ديدن يه مادر بيوه ، با اون اعتماد به نفس روي صحنه الهام بخش بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Toll " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
toll
adjective
دستور زبان
zum Niederknien (gehoben) [..]
-
بزرگ
adjectiveAber du gehst weg und kommst mit tollen Geschichten zurück.
اما تو برو و با داستان هاي بزرگ برگرد
-
دیوانه
adjective -
به
adjective adposition nounEs wäre toll, wenn die Geschichte hier enden würde.
خیلی خوب بود اگه داستان به اینجا ختم می شد.
-
ترجمه های کمتر
- خنك
- مجنون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن