ترجمه "Transplantation" به فارسی

تراکاشت, كاشت, پیوند اندام بهترین ترجمه های "Transplantation" به فارسی هستند.

Transplantation noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراکاشت

  • كاشت

  • پیوند اندام

    Umzug eines Organs von einem Körper oder einer Körper-Region zu einem anderen

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Transplantation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Transplantation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Transplantation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه