ترجمه "Trinken" به فارسی

نوشیدن, نوشیدن, آشامیدن بهترین ترجمه های "Trinken" به فارسی هستند.

Trinken noun Noun neuter دستور زبان

Tropfen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشیدن

    Verb verb

    Aufnahme von Flüssigkeit durch den Mund

    Ich bin mit Freunden ein Bier trinken gegangen.

    من برای نوشیدن آبجو با دوستانم بیرون رفتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Trinken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

trinken verb دستور زبان

zu tief ins Glas schauen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشیدن

    noun

    Ich bin mit Freunden ein Bier trinken gegangen.

    من برای نوشیدن آبجو با دوستانم بیرون رفتم.

  • آشامیدن

    verb

    Die ersten Symptome dieser Krankheit sind andauerndes Kopfnicken und das Unvermögen, zu essen und zu trinken.

    اولین نشانههای بیماری تکانهای مداوم سر است که امکان خوردن و آشامیدن را از فرد مبتلا میگیرد.

  • نوشيدن

    Wir gingen spazieren, ich hab ihn begleitet und was getrunken.

    رفتيم بيرون يه دوري زديم ، و نوشيدني خورديم ، همه اش همين.

  • nuschidan

تصاویر با "Trinken"

عباراتی شبیه به "Trinken" با ترجمه به فارسی

  • تجهیزات آبشخوری
اضافه کردن

ترجمه های "Trinken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه