ترجمه "Trinkwasser" به فارسی
آب آشامیدنی, آب خوردني, آب قابل شرب بهترین ترجمه های "Trinkwasser" به فارسی هستند.
Trinkwasser
noun
neuter
دستور زبان
saurer Sprudel (umgangssprachlich) [..]
-
آب آشامیدنی
nounSüßwasser, zum Trinken und zur Zubereitung von Speisen geeignet
Da wo ich in Afrika war, gab es kein Trinkwasser.
در آفریقا جایی که من بودم، آب آشامیدنی در اختیار نداشتم.
-
آب خوردني
-
آب قابل شرب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Trinkwasser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
trinkwasser
-
آب آشامیدنی
Da wo ich in Afrika war, gab es kein Trinkwasser.
در آفریقا جایی که من بودم، آب آشامیدنی در اختیار نداشتم.
تصاویر با "Trinkwasser"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن