ترجمه "Trottel" به فارسی

خر, احمق, نادان بهترین ترجمه های "Trottel" به فارسی هستند.

Trottel noun masculine دستور زبان

trübe Tasse (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    noun

    Etwa so, als löschte man seinen Durst an einem Löschschlauch, so wie dieser Trottel hier.

    خیلی شبیه آب خوردن از شیر آتش نشانی است مثل این کله خر که اینجاست.

  • احمق

    noun

    Es war einmal ein großer, dicker rosafarbener Trottel, der eingeschlafen ist.

    ! يه خيکي صورتي احمق بود که خوابش برد.

  • نادان

    adjective noun

    Der Trottel bog seinen Rücken und beide ritten los!

    و اون نادان دختره رو سوار پشتش کرد و و چهار نعل دور شد!

  • ترجمه های کمتر

    • ابله
    • خنگ
    • دلقک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Trottel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Trottel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه