ترجمه "Ufer" به فارسی

ساحل, رانكايرد, لحاس بهترین ترجمه های "Ufer" به فارسی هستند.

Ufer noun neuter دستور زبان

Gestade (veraltet) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Eine Linie oder Zone, wo das Land auf das Meer oder andere große Ausdehungen von Wasser trifft.

    Die Leute laufen am Ufer entlang und holen sie schon bald ein.

    مردم دواندوان در کنار ساحل ایشان را دنبال کردند و خیلی سریع پیش از آنان به آنجا رسیدند.

  • رانكايرد

  • لحاس

  • ترجمه های کمتر

    • نتفر ريزارس
    • نديرس
    • دریاکنار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ufer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Ufer"

عباراتی شبیه به "Ufer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ufer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه