ترجمه "Umwelt" به فارسی
محیط زیست, مناطق بومشناختي, پیرامون بهترین ترجمه های "Umwelt" به فارسی هستند.
Umwelt
noun
feminine
دستور زبان
Leute (in) seiner Umgebung [..]
-
محیط زیست
Und ich redete weiter offen über die Umwelt.
و من صحبت کردن در مورد محیط زیست را ادامه دادم.
-
مناطق بومشناختي
-
پیرامون
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Umwelt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
umwelt
-
محیط زیست
Und ich redete weiter offen über die Umwelt.
و من صحبت کردن در مورد محیط زیست را ادامه دادم.
عباراتی شبیه به "Umwelt" با ترجمه به فارسی
-
برهمکنشی ژنوتیپ-محیط · تعامل ژنوتيپ-محيط
-
اثر زیستمحیطی
-
تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست · زوال زيستمحیطي · فروزینگی زیستمحیطی
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
-
محیط زیست آبی
-
زوال زيستمحیطي
-
محیط زیست
-
برهمکنشی ژنوتیپ-محیط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن