ترجمه "Unfall" به فارسی
تصادف, حادثه, اتفاق بهترین ترجمه های "Unfall" به فارسی هستند.
Unfall
noun
masculine
دستور زبان
-
تصادف
nounWegen dieses Unfalls kam der Verkehr zum Erliegen.
به علت تصادف عبور و مرور متوقف شد.
-
حادثه
noununvorhergesehenes, einer Person oder Sache Schaden zufügendes Ereignis
Der einzige Überlebende des Unfalls war ein Baby.
تنها بازماندهٔ حادثه یک بچه بود.
-
اتفاق
nounSeit meinem kleinen Unfall schreibst du nicht mehr.
از وقتي اون اتفاق کوچيک برام افتاد ، چيزي ننوشتي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Unfall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
unfall
-
حادثه
nounDer einzige Überlebende des Unfalls war ein Baby.
تنها بازماندهٔ حادثه یک بچه بود.
تصاویر با "Unfall"
عباراتی شبیه به "Unfall" با ترجمه به فارسی
-
حوادث شغلي
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن