ترجمه "Variable" به فارسی
متغیر, متغیر (ابهامزدایی), متغیر (برنامهنویسی) بهترین ترجمه های "Variable" به فارسی هستند.
Variable
noun
Noun
feminine
دستور زبان
z.B. in der Mathematik
-
متغیر
Name für eine Leerstelle in einem logischen oder mathematischen Ausdruck
Und von all diesen Zahlen, fange ich mit nur zwei oder drei Variablen an.
و از همه این اعداد، من با دو یا سه متغیر شروع میکنم.
-
متغیر (ابهامزدایی)
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
-
متغیر (برنامهنویسی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Variable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Variable" با ترجمه به فارسی
-
متغیر
-
سرعت بیت متغیر
-
متغیر فرانحوی
-
نقص ایمنی متغیر شایع
-
هزینههای متغیر
-
هزینههای متغیر
-
خازن متغیر
-
متغیر وابسته و مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن