ترجمه "Ventil" به فارسی
دريچه, سوپاپ, شير آب بهترین ترجمه های "Ventil" به فارسی هستند.
Ventil
noun
neuter
دستور زبان
Eine Vorrichtung, die den Fluss einer Flüssigkeit durch einen Durchlass oder ein Rohr kontrolliert.
-
دريچه
Das Bodenstück schweißte ich zu, aber das Ventil klafft immer noch.
ته لوله را جوش دادم، اما دريچه هنوز شكاف برمىدارد.
-
سوپاپ
-
شير آب
-
ترجمه های کمتر
- شير اطمينان
- شیر
- شیر سوپاپی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ventil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Ventil"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن