ترجمه "Verbreitung" به فارسی
توزیع, تبليغ بهترین ترجمه های "Verbreitung" به فارسی هستند.
Verbreitung
noun
feminine
دستور زبان
Dissemination (fachsprachlich) [..]
-
توزیع
nounDiese Zeitschrift, die ursprünglich Das Goldene Zeitalter hieß, war für die öffentliche Verbreitung bestimmt.
توزیع این مجله که نخست عصر طلایی نامیده میشد، برای عموم در نظر گرفته شده بود.
-
تبليغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Verbreitung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Verbreitung" با ترجمه به فارسی
-
توزیع گیتاشناختی
-
توزيع طبيعي · توزیع جغرافیایی · توزیع گیتاشناختی · رخداد طبيعي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن