ترجمه "Vertreter" به فارسی

نماینده ترجمه "Vertreter" به فارسی است.

Vertreter noun masculine دستور زبان

Repräsentant (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    Doch Moses unterhielt sich mit einem Vertreter Gottes und empfing durch ihn auf mündlichem Weg Anweisungen Jehovas.

    موسی با نمایندهٔ خدا صحبت میکرد و فرامین یَهُوَه را از طریق آن نماینده میشنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vertreter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Vertreter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه