ترجمه "Verwandte" به فارسی

فامیل, نزدیکان بهترین ترجمه های "Verwandte" به فارسی هستند.

Verwandte noun feminine masculine دستور زبان

Eine Person, die aufgrund gemeinsamer Vorfahren, Heirat oder Adoption zur selben Familie gehört.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فامیل

    noun

    Bonobos sind zusammen mit Schimpansen unsere nächsten lebenden Verwandten.

    بنابو و شامپانزه , هر دو نزدیک ترین فامیل ما هستند.

  • نزدیکان

    Er ist eng mit dem Kalmar und dem Oktopus verwandt, und die Männchen haben einen Hectocotylus.

    این از نزدیکان ماهی مرکب و هشت پا است، و نرها یک هگتوکتویلیوس دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Verwandte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

verwandte adjective
+ اضافه کردن

"verwandte" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای verwandte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Verwandte" با ترجمه به فارسی

  • استفاده کردن · به كار گرفتن · به کار بردن · بکار بردن · درخواست دادن
  • فامیل · نزدیکان
  • خویشان
اضافه کردن

ترجمه های "Verwandte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه