ترجمه "Vielfalt" به فارسی
تنوع, پیچیدگی, گوناگونی بهترین ترجمه های "Vielfalt" به فارسی هستند.
Vielfalt
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
تنوع
Wir haben ein Maß für ökologische Vielfalt verwendet, um das zu herauszufinden.
برای دستیابی به آن، مقیاس تنوع اکولوژیکی را بکار بردیم.
-
پیچیدگی
noun -
گوناگونی
nounAuf dieser afrikanischen Frau basiert die heutige mitochondriale Vielfalt.
یک زن آفریقایی که منجر به پدیداری همهی این گوناگونی میتوکوندریایی در جهان امروز شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Vielfalt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن