ترجمه "Visage" به فارسی

رخ, روی, صورت بهترین ترجمه های "Visage" به فارسی هستند.

Visage noun feminine دستور زبان

Visage (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخ

    noun
  • روی

    noun

    54 Prozent der Titelblätter des Planet werden von der Visage dieses Superlativ-Mannes geziert.

    روزنامه ی " پلنت " این ابر مردشون رو 54 درصد اوقات رو در روی جلدشون میزارن.

  • صورت

    noun

    Gib mir dein Vermögen oder ich schlag dir deine weIke alte Visage ein!

    ثروتت رو بده به من يا مي زنم اون صورت چروک ات رو ميارم پايين

  • چهره

    noun

    Er ist aufgebracht wegen deiner Visage.

    با چهره ت حال نمیکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Visage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Visage"

اضافه کردن

ترجمه های "Visage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه