ترجمه "Visum" به فارسی

روادید, ویزا, رواديد بهترین ترجمه های "Visum" به فارسی هستند.

Visum noun Noun neuter دستور زبان

Sichtvermerk (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روادید

    noun

    Einreisedokument

  • ویزا

    noun

    Ich habe ein Visum beantragt.

    من درخواست ویزا کردم.

  • رواديد

    Ferrari glaubt, er könne dir ein Visum beschaffen.

    آقاي فراري فکر مي کنه شايد بشه يه رواديد خروج براي تو به تنهايي گرفت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Visum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

visum
+ اضافه کردن

"visum" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای visum در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "Visum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه