ترجمه "Vorbild" به فارسی

اسوه, الگو, رل مدل بهترین ترجمه های "Vorbild" به فارسی هستند.

Vorbild noun neuter دستور زبان

Mythos (fig.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسوه

    Tom Cowan war mein Vorbild.

    تام كاون " اسوه من بود " بهش احترام ميذاشتم

  • الگو

    noun

    Kinder brauchen eher das Vorbild als die Kritik.

    بچهها بیشتر به الگو نیاز دارند تا به انتقاد.

  • رل مدل

    eine Person oder Sache, die als richtungsweisendes und idealisiertes Muster oder Beispiel angesehen wird

  • ترجمه های کمتر

    • سرمشق
    • نمونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vorbild " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Vorbild" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه