ترجمه "Vorgesetzte" به فارسی

رئیس, مراقب, مشرف بهترین ترجمه های "Vorgesetzte" به فارسی هستند.

Vorgesetzte noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیس

    noun
  • مراقب

    noun
  • مشرف

  • ناظر

    noun

    Um Arbeiten erfolgreich zu erledigen, sind unter Umständen Vorgesetzte oder Aufseher erforderlich.

    اگر قرار بر این است که کارها با موفقیت انجام شوند، به یک سرپرست، مدیر، و یا ناظر نیاز است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vorgesetzte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Vorgesetzte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه