ترجمه "Vorrat" به فارسی
فراوردههای انبارشده, ذخیره, ستنج بهترین ترجمه های "Vorrat" به فارسی هستند.
Vorrat
noun
masculine
دستور زبان
-
فراوردههای انبارشده
-
ذخیره
nounAber sie wussten, dass allein die Länge dieser Reise ihre Vorräte an Essen und Wasser strapazieren würde.
ولی میدونستن که فقط زمان این سفر به تنهایی باعث کم اومدن ذخیره آب و غذاشون میشه.
-
ستنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Vorrat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
vorrat
-
فراوردههای انبارشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن