ترجمه "Vorrichtung" به فارسی

افزاره, ابزار, ادوات كشاورزي بهترین ترجمه های "Vorrichtung" به فارسی هستند.

Vorrichtung noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزاره

    noun
  • ابزار

    noun

    Am 31. August wurde bekannt, dass Ägypten eine Spionage-Ente festgenommen habe, die mit einer verdachterregenden Vorrichtung am Gefieder ausgestattet war.

    در تاریخ 31 اوت خبرها حاکی از آن بود که مصر یک اردک جاسوس را دستگیر کرده که ابزار جاسوسی در بالهایش جاسازی شده است.

  • ادوات كشاورزي

  • ترجمه های کمتر

    • اسباب
    • تاسيسات
    • تجهیزات
    • فیکسچر
    • لوازم آشپزخانه
    • ماشينآلات
    • منطوق الحكم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vorrichtung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vorrichtung
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباب

اضافه کردن

ترجمه های "Vorrichtung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه