ترجمه "Wachs" به فارسی

موم, مومها, مومها بهترین ترجمه های "Wachs" به فارسی هستند.

Wachs noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موم

    noun

    organische Verbindung

    Ich muss etwas Gewebe entnehmen, es in Wachs einlegen und einen Querschnitt machen.

    بايد بافت رو جدا کنم و تو موم قرارش بدم و از وسط ببرمش.

  • مومها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wachs " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wachs verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مومها

تصاویر با "Wachs"

عباراتی شبیه به "Wachs" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wachs" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه