ترجمه "Wachs" به فارسی
موم, مومها, مومها بهترین ترجمه های "Wachs" به فارسی هستند.
Wachs
noun
neuter
دستور زبان
-
موم
nounorganische Verbindung
Ich muss etwas Gewebe entnehmen, es in Wachs einlegen und einen Querschnitt machen.
بايد بافت رو جدا کنم و تو موم قرارش بدم و از وسط ببرمش.
-
مومها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wachs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wachs
verb
-
مومها
تصاویر با "Wachs"
عباراتی شبیه به "Wachs" با ترجمه به فارسی
-
گياهان جلايي · گیاهان مومی
-
گیاهان مومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن