ترجمه "Wahl" به فارسی

انتخابات, انتخاب, راى بهترین ترجمه های "Wahl" به فارسی هستند.

Wahl noun proper feminine دستور زبان

Präferenz (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخابات

    noun

    Prozess, wo eine Bevölkerung einen öffentlichen Amtsträger wählt

    Für wen hast du bei der Wahl gestimmt?

    به چه کسی در این انتخابات رأی دادی؟

  • انتخاب

    noun

    Ich hatte keine andere Wahl, als das Flugzeug zu nehmen.

    من انتخاب دیگری نداشتم جز اینکه سوار هواپیما شوم.

  • راى

    Jahrhundert und neue Wege für Bürger, sich zu beteiligen, zusätzlich zu Wahlen, Demonstrationen oder dem Unterzeichnen einer Petition.

    آنها مجموعه كامل جديدى از روشها را براى شهروندان خلق مىكنند تا مشاركت داشته باشند، در كنار راى دادن يا جمع آورى امضاء و اعتراضات.

  • ترجمه های کمتر

    • گزینه
    • پسند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wahl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Wahl"

عباراتی شبیه به "Wahl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wahl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه