ترجمه "Wald" به فارسی
بیشه, جنگل, جنگلها بهترین ترجمه های "Wald" به فارسی هستند.
Wald
noun
masculine
دستور زبان
-
بیشه
noun -
جنگل
noun masculineaus Bäumen bestehende Pflanzenformation
Es ist das erste Mal, dass ich mein Auto im Wald abstelle.
این اولین بار است که من ماشینم را در جنگل پارک کردم.
-
جنگلها
nounWir müssen also keine Wälder abholzen zur Nahrungsmittelerzeugung.
این بدان معنی است که برای تولید مواد غذایی نیازی به قطع درختان جنگلها نداریم.
-
ترجمه های کمتر
- بيشه
- بیشه زار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wald " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wald
-
جنگلها
nounWir müssen also keine Wälder abholzen zur Nahrungsmittelerzeugung.
این بدان معنی است که برای تولید مواد غذایی نیازی به قطع درختان جنگلها نداریم.
تصاویر با "Wald"
عباراتی شبیه به "Wald" با ترجمه به فارسی
-
تایگا
-
جنگلهاي استوايي
-
فراموشم مکن
-
بازتراكمسازي (جنگلها)
-
تودههاي جنگلي مختلط · جنگلهاي شمالي و برگريز · جنگلهاي چندگونه · جنگلهای مختلط
-
جنگلهاي اوليه · جنگلهاي بومي · جنگلهاي طبيعي · جنگلهای بکر
-
جنگلهای کاشتهشده
-
جنگلهای فصلی برگریز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن