ترجمه "Waschbecken" به فارسی
تشت, روشویی, سینک بهترین ترجمه های "Waschbecken" به فارسی هستند.
Waschbecken
noun
neuter
دستور زبان
Waschmuschel (österr.) [..]
-
تشت
-
روشویی
در انگلیسی هم به روشویی و هم به ظرفشویی sink می گویند، ولی در فارسی و برای نمونه در آلمانی هر کدام نامی جدا برای خود دارند.
Mein Zimmer hat weder Waschbecken, Dusche noch Klo.
. اتاق من ، روشویی ، حمام یا توالت نداره
-
سینک
noun"Essen ohne Krümel: Die Kunst des Essen über dem Waschbecken."
«غذا خوردن بدون ریخت و پاش: هنر خوردن سرِ سینک»
-
ترجمه های کمتر
- لانجین
- لگن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Waschbecken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Waschbecken"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن