ترجمه "Wasser" به فارسی
آب, åb, اب بهترین ترجمه های "Wasser" به فارسی هستند.
Wasser
noun
neuter
دستور زبان
Wasser (in: Wasser lassen) [..]
-
آب
nounترکیب شیمیایی (از عناصر اکسیژن و هیدروژن) [..]
Wer nicht schwimmen kann, soll zuerst überlegen, bevor er ins Wasser springt.
کسی که نمیتواند شنا کند، باید قبل از پریدن به آب ابتدا فکر کند.
-
åb
-
اب
nounDas benötigt Energie, und produziert so sauberes Wasser.
برای تولید اب آشامیدنی این انرژی جذب میکند. برای تولید اب آشامیدنی این انرژی جذب میکند.
-
ترجمه های کمتر
- āb
- آب âb
- آب معدنی
- او
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wasser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wasser
verb
-
آب
nounWer nicht schwimmen kann, soll zuerst überlegen, bevor er ins Wasser springt.
کسی که نمیتواند شنا کند، باید قبل از پریدن به آب ابتدا فکر کند.
تصاویر با "Wasser"
عباراتی شبیه به "Wasser" با ترجمه به فارسی
-
آب باز · دریاچهها
-
آب مقطر
-
شناور ماندن
-
آب مقطر
-
روابط گیاه-آب · سوخت و ساز آب گياه · مصرف آب
-
سطح تماس یخ-آب
-
ویژگیهای آب
-
آب زيرسطحي · آب زیرزمینی · سفره آب آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن