ترجمه "Weizen" به فارسی
گندم, گندمها, گندمها بهترین ترجمه های "Weizen" به فارسی هستند.
Weizen
noun
masculine
neuter
دستور زبان
Weizen (umgangssprachlich) [..]
-
گندم
nounیکی از غلات [..]
Mehl wird aus Weizen gemacht.
آرد از گندم به دست می آید.
-
گندمها
Während die Menschen schliefen, kam sein Feind und säte Unkraut hinzu, mitten unter den Weizen, und ging weg.
زمانی که همه در خواب بودند، دشمنش آمد و علف هرز در میان گندمها کاشت و رفت.
-
[[گندم]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Weizen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
weizen
-
گندمها
Während die Menschen schliefen, kam sein Feind und säte Unkraut hinzu, mitten unter den Weizen, und ging weg.
زمانی که همه در خواب بودند، دشمنش آمد و علف هرز در میان گندمها کاشت و رفت.
تصاویر با "Weizen"
عباراتی شبیه به "Weizen" با ترجمه به فارسی
-
تریتیکوم تورژیدوم · گندم انگليسي · گندم نوکاردکی
-
گندم انگليسي
-
بلال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن