ترجمه "West" به فارسی
مغرب, باختر, غرب بهترین ترجمه های "West" به فارسی هستند.
West
noun
Noun
masculine
دستور زبان
-
مغرب
noun -
باختر
noun -
غرب
nounDie Grenze zwischen Ost und West, ein weiteres Tor.
استانبول مرزي بين شرق و غرب ـه ، يه درگاه ديگه.
-
غربی
nounSonita zeigte sich schockiert über diesen Stadtteil in West Oakland.
سونیتا از وضعیت محله اوکلند غربی متحیر شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " West " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "West"
عباراتی شبیه به "West" با ترجمه به فارسی
-
ویرجینیای غربی
-
آلمان (غربی)
-
جلیقه · ژیلت · ژیله
-
استان آذربایجان غربی
-
دیوان غربی-شرقی
-
ونکوور غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن