ترجمه "Westen" به فارسی
مغرب, باختر, غرب بهترین ترجمه های "Westen" به فارسی هستند.
Westen
noun
masculine
دستور زبان
Alte Welt (umgangssprachlich) [..]
-
مغرب
nounSo haben die Menschen im Westen wirklich lange Zeit über Kreativität gedacht.
سالها در مغرب زمین مردم به این شکل به خلاقیت نگاه می کرده اند.
-
باختر
nounHimmelsrichtung
Der Mittlere Westen ernährt nicht die ganze Welt.
باختر میانه دنیا را تغذیه نمیکند.
-
غرب
noun properUnd ich wette, dass kaum jemand im Westen ihnen geglaubt hat.
و من حاضرم شرط بندی کنم که به سختی کسی در غرب آن ها را باور می کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Westen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Westen" با ترجمه به فارسی
-
سفر به باختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن