ترجمه "Wickeln" به فارسی

قنداق کردن, بستهبندی کردن, تافتن بهترین ترجمه های "Wickeln" به فارسی هستند.

Wickeln Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قنداق کردن

    Ich lass One Two grade in'nen Teppich wickeln.

    من آدم هايي رو دارم که " يک دو " رو تو قالي قنداق کرده بودند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wickeln " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wickeln verb دستور زبان

etw. um etw. wickeln

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستهبندی کردن

  • تافتن

    verb
  • پیختن

    verb
اضافه کردن

ترجمه های "Wickeln" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه