ترجمه "Wiege" به فارسی

گهواره, مهد, گهواره بهترین ترجمه های "Wiege" به فارسی هستند.

Wiege noun feminine دستور زبان

Wiege (fig.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گهواره

    Die Berge ringsum kamen mir wie eine Wiege vor.

    کوه ها احاطه اش کرده بود ، مثل يه گهواره بود.

  • مهد

    noun

    Ihre Niederschrift begann in der Nähe der Wiege der Zivilisation.

    نگارش آن جایی در نزدیکی مهد تمدن بشری آغاز گردید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wiege " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wiege verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گهواره

    Die Berge ringsum kamen mir wie eine Wiege vor.

    کوه ها احاطه اش کرده بود ، مثل يه گهواره بود.

تصاویر با "Wiege"

عباراتی شبیه به "Wiege" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wiege" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه