ترجمه "Wiese" به فارسی
علفزار, مرغزارها, راغ بهترین ترجمه های "Wiese" به فارسی هستند.
Wiese
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Eine mit Gras bedeckte oder kultivierte Landfläche, normalerweise dafür vorgesehen für Heu gemäht zu werden.
-
علفزار
nounlandwirtschaftliches Grünland, das durch Mähen zur Erzeugung von Heu oder Grassilage genutzt wird
Der Lebenszyklus von Vieh, das nie eine Wiese sieht.
مثل زندگي يک چهارپا ، که ممکن است هرگز يک علفزار را نبيند.
-
مرغزارها
-
راغ
noun
-
ترجمه های کمتر
- راود
- مرغزار
- چمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wiese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wiese
verb
-
مرغزارها
تصاویر با "Wiese"
عباراتی شبیه به "Wiese" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه داستانهای هری پاتر
-
جعفری وحشی جنگلی
-
سنگ جادو · سنگ فلاسفه
-
سنگ جادو
-
گل آفتابگردان · گل مرواريد
-
راه · روش · کندا
-
روش · شیوه · طریقه · متد
-
خردمند · دانا · زنیر · هنازرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن