ترجمه "Wild" به فارسی
شکاری, وحشی, ژیان ، درنده بهترین ترجمه های "Wild" به فارسی هستند.
Wild
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Wilde Tiere inklusive Vögel und Fische, die zum Sport, als Nahrung oder als Erwerbsquelle gejagt werden. [..]
-
شکاری
-
وحشی
adjectiveSiehst du, was es bringt, sich um unwürdige Wilde zu kümmern?
میبینی دلسوزی برای وحشی ها چه وضعیت ناشایستی رو برات به وجود آورده
-
ژیان ، درنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wild
adjective
دستور زبان
völlig aus dem Häuschen (umgangssprachlich) [..]
-
درنده
Es geht also nicht nur darum, vor wilden Tieren sicher zu sein.
از اینرو، فقط مربوط به مصونیت در مقابل گزند حیوانات درنده نمیباشد.
-
سبع
-
شکاری (جانور)
-
ترجمه های کمتر
- وحشی
- ژیان
تصاویر با "Wild"
عباراتی شبیه به "Wild" با ترجمه به فارسی
-
کرتش
-
گياهان وحشي
-
اسکار وایلد
-
بیلی وایلدر
-
گاو خشمگین
-
کیم وایلد
-
دنیای وحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن