ترجمه "Winkel" به فارسی
زاویه, گوشه, zâviye بهترین ترجمه های "Winkel" به فارسی هستند.
Winkel
noun
masculine
دستور زبان
Fase (fachsprachlich) [..]
-
زاویه
شکل که از دوران دو قطعه خط به دور یک نقطه به وجود می آید بنام زاویه یاد می گردد.
Aus kleinem Winkel betrachtet sieht es dann so aus.
که هنگامیکه شما آنرا از یک زاویه کوچک می بینید به این صورت می شود .
-
گوشه
nounBald drangen Vorschriften in jeden Winkel unseres Lebens ein.
به زودی شکست قوانین در هر گوشه از زندگی ما.
-
zâviye
-
کنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Winkel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Winkel"
عباراتی شبیه به "Winkel" با ترجمه به فارسی
-
زاویه قائمه
-
زاویه قائمه
-
تثلیث زاویه
-
نیمساز
-
مثلث صورتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن