ترجمه "Wirbel" به فارسی

مهره, ديسكهاي بينمهرهاي, ستون فقرات بهترین ترجمه های "Wirbel" به فارسی هستند.

Wirbel noun masculine دستور زبان

Wirbel (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهره

    noun

    knöcherne Element der Wirbelsäule

    Wirbel für Wirbel weitergebaut

    مهره به مهره، گرفتم و رفتم به سمت پایین

  • ديسكهاي بينمهرهاي

  • ستون فقرات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ستون مهرهای
    • ستون مهرهها
    • مهرهها
    • مچ پا
    • ورطه
    • پیچاب
    • گرداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wirbel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wirbel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستون فقرات

    noun
  • مهره

    Wirbel für Wirbel weitergebaut

    مهره به مهره، گرفتم و رفتم به سمت پایین

  • مهرهها (استخوان)

تصاویر با "Wirbel"

اضافه کردن

ترجمه های "Wirbel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه