ترجمه "Wirt" به فارسی

مسافرخانهچی, میزبانها, میزبان بهترین ترجمه های "Wirt" به فارسی هستند.

Wirt noun proper masculine دستور زبان

Kneipier (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافرخانهچی

  • میزبانها

    Diese Wirte werden nicht überleben oder sich fortpflanzen.

    این میزبانها نجات پیدا نمی کنند و قادر به تولید مثل هم نیستند.

  • میزبان

    noun

    Organismus, der einen artfremden Organismus mit Ressourcen versorgt

    Und sie zeigt die Erreger, die gemeinsame Wirte haben.

    و پاتوژنهایی که میزبان مشترک دارند را نشان میدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wirt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wirt
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمان دار

  • میزبانها

    Diese Wirte werden nicht überleben oder sich fortpflanzen.

    این میزبانها نجات پیدا نمی کنند و قادر به تولید مثل هم نیستند.

عباراتی شبیه به "Wirt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wirt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه