ترجمه "Wirt" به فارسی
مسافرخانهچی, میزبانها, میزبان بهترین ترجمه های "Wirt" به فارسی هستند.
Wirt
noun
proper
masculine
دستور زبان
Kneipier (umgangssprachlich) [..]
-
مسافرخانهچی
-
میزبانها
Diese Wirte werden nicht überleben oder sich fortpflanzen.
این میزبانها نجات پیدا نمی کنند و قادر به تولید مثل هم نیستند.
-
میزبان
nounOrganismus, der einen artfremden Organismus mit Ressourcen versorgt
Und sie zeigt die Erreger, die gemeinsame Wirte haben.
و پاتوژنهایی که میزبان مشترک دارند را نشان میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wirt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wirt
-
مهمان دار
-
میزبانها
Diese Wirte werden nicht überleben oder sich fortpflanzen.
این میزبانها نجات پیدا نمی کنند و قادر به تولید مثل هم نیستند.
عباراتی شبیه به "Wirt" با ترجمه به فارسی
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
روابط میزبان-انگل
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا
-
روابط میزبان-انگل
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
روابط میزبان-بیماریزا
-
سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن