ترجمه "Wohnsitz" به فارسی

اقامتگاهها, خانمان, خانهسازی بهترین ترجمه های "Wohnsitz" به فارسی هستند.

Wohnsitz noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقامتگاهها

  • خانمان

  • خانهسازی

  • خانهها

    noun

    einen Wohnsitz, ein zweites Zuhause auf dem Land zu kaufen.

    سعی می کردند که در خارج از شهر محلی را به عنوان خانه دوم داشته باشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wohnsitz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wohnsitz
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقامتگاهها

اضافه کردن

ترجمه های "Wohnsitz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه