ترجمه "Zeh" به فارسی
انگشت پا, انگشت بهترین ترجمه های "Zeh" به فارسی هستند.
Zeh
noun
masculine
دستور زبان
Ein Finger oder Zeh. [..]
-
انگشت پا
nounDer Zeh und der Hintern, Sir.
امروز صبح انگشت پا و باسنشون درد ميکنه ، قربان.
-
انگشت
nounFinger
Wenn er sich den Zeh stößt, schlägt er diesen dann, weil er seinetwegen gestolpert ist?
آیا اگر انگشت پایش به جایی گیرد چون باعث لغزش او شده است بر سر آن میکوبد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Zeh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Zeh"
عباراتی شبیه به "Zeh" با ترجمه به فارسی
-
شست پا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن